أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
408
قانون ( فارسى )
برگردان و جاى شق شده را نيز آب سرد بپاش و اين دارو را بر آن بگذار و ببند و تا يك هفته يا تا ده روز باز مكن ! نسخهء شگفتآور ديگر : مصطكى ، پوست كندر ، ثمر درخت سرو ، سريش ماهى و انزروت هريك يك جزء متساوى . سريش ماهى را در سركهء شراب حل كن و بقيه داروها را در آن بسرش و بر جاى فتق بگذار ! نسخهء ديگر كه در فتق بند كودكان خوب است : گلنار ، اسفرزه و بيخ سوسن بيابانى را بر فتق كودك بگذار ! شايد اگر تنها جل وزغ ( عدس الماء ) بر فتق بچه بگذارى كافى باشد ؛ كه آن هم نوعى خزه است . - مقل در شراب و روغن زنبق حل شود يا در شراب و روغن زنبق و گند بيدستر بهم زده شود . آنگاه بر جاى فتق بگذار ! خرماى اشرسى با قاوت جو ضماد شود و بر جاى فتق بگذارند . علاج فتق آبى به وسيلهء داروهاى آب برچين تا امكان دارد آب را به بيرون تراوش ده . آنگاه شايد نياز به داغ گذارى باشد . يا داغ معمولى بگذار يا داروهاى داغ گذار بر جايى از فتق بگذار كه نزديك صفاق باشد ؛ كه در اين صورت مجرا تنگ مىشود و ماده ديگر ريزش نمىكند . امّا اگر خواستى وسيلهء نيشتر زدن آب را بيرون آورى دستور عمل به قرار زير است : بيمار قبلا واجبى استعمال كند و خود را از موى برهاند . بر تختخواب يا سكوئى بر پشت بخوابد . پرستارى پهلويش بنشيند و ذكرش را به سوى بالا بكشد . تو هر دو بيضهاش را به بالا برسان و بسيار از كيسه دور گردان . آنگاه وسيله نشتر نوك پهن ببر ! اما مواظب باش در مقابل درز نبرى ، در طرف راست درز يا در طرف چپ آن ببر ! بعد از آن سر نشتر را - از بالا - در مقابل درز فرو كن و منتظر باش تا آب جمع شده همگى بيرون آيد . اگر بيم داشتى كه ممكن است آب باز جمع شود ، مدتى صبر كن و باز معالجه را از سر گير . اين دفعه يا به وسيلهء دارو يا به وسيلهء داغ آب را بيرون آور از معالجه دست مكش تا آب را به كلى دفع مىكنى . حال اگر در هر حالتى از حالات فتق خواستى داغ معمولى استعمال كنى و آهن سرخ شده به كار ببرى دستور اين است : ابزار داغ گذارى بايد از آهن بسيار باريك سر كج باشد و در آتش كاملا سرخ شود . هر دو بيضهء بيمار را چندانكه ممكن است از جاى داغگذارى دور كن و در آنجا ببند . ابزار داغگذارى را بر كيسهء بيضه چنان قرار ده كه به هيچ وجه به خايه نخورد . كيسهء خايه و باريطون داغ شوند و بترنجند و درهم آيند و راه بر پايين آمدن آب بسته شود ؛ البته تا جاى داغ گذار